هوش مصنوعی:
این متن عرفانی درباره عشق و رسیدن به معشوق است. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به معشوق، باید خود را ذرهای در راه عشق کرد و از خودگذشتگی نشان داد. همچنین، او اشاره میکند که تنها کسانی که در این راه غم و درد را تحمل کنند، شادی وصال را درک خواهند کرد. شاعر هشدار میدهد که ادعای عشق بدون تحمل سختیها بیمعناست و راه عشق پایانی ندارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج در راه عشق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۵ - آفتاب رخ تو پنهان نیست
آفتاب رخ تو پنهان نیست
لیک هر دیده محرم آن نیست ۱
هر که در عشق ذره ذره نشد
پیش خورشید پایکوبان نیست ۲
ذره میشو هوای جانان را
که به جانان رسیدن آسان نیست ۳
مرد جانان نهای مکن دعوی
زانکه نامرد مرد جانان نیست ۴
شادی وصل تو کسی یابد
که دراین وادیش غم جان نیست ۵
تا که دردی نیایدت پیدا
هرچه دیگر کنی تو درمان نیست ۶
سر درین راه باز و پا در نه
زان که ره را امید پایان نیست ۷
تن بزن چند گویی ای عطار
هر کسی مرد این بیابان نیست ۸
لیک هر دیده محرم آن نیست ۱
هر که در عشق ذره ذره نشد
پیش خورشید پایکوبان نیست ۲
ذره میشو هوای جانان را
که به جانان رسیدن آسان نیست ۳
مرد جانان نهای مکن دعوی
زانکه نامرد مرد جانان نیست ۴
شادی وصل تو کسی یابد
که دراین وادیش غم جان نیست ۵
تا که دردی نیایدت پیدا
هرچه دیگر کنی تو درمان نیست ۶
سر درین راه باز و پا در نه
زان که ره را امید پایان نیست ۷
تن بزن چند گویی ای عطار
هر کسی مرد این بیابان نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴ - طمع وصل تو مجالم نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶ - سرو چون قد خرامان تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.