هوش مصنوعی:
این متن به موضوع اختیار و مسئولیت انسان در برابر خداوند و سلطنت میپردازد. اشاره میکند که انسان با داشتن اختیار، قابلیت تکلیف الهی را پیدا میکند و در صورت نبود اختیار، امر و نهی بیمعناست. همچنین به ویژگیهای انسان مانند ظلوم (ستمکار) و جهول (نادان) اشاره شده و اینکه این ویژگیها در عین حال میتوانند زمینهساز رشد و تکامل باشند. در نهایت، انسان با پذیرش امانت اختیار، مسئولیتهای بزرگی را بر عهده گرفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
بخش ۱۷۰ - در بیان آیه انا عرضنا الامانه
اختیار ظلم و جهل اندر بشر
چونکه گردیدند جفت یکدگر ۱
قابل تکلیف ربانی شدند
مورد فرمان سلطانی شدند ۲
گر نباشد اختیار آید خطا
امر و نهی و وعده و زجر و عطا ۳
کی کسی می گوید آتش را بسوز
یا به خورشیدی که عالم بر فروز ۴
هم ظلوم آنست کز ره بر کنار
باشد و باشد رجوعش اقتدار ۵
آنکه او پیوسته باشد خود بره
کردنش تکلیف ره باشد سفه ۶
ور نباشد شان او رفتن ز راه
هست تکلیفش خطا بی اشتباه ۷
هم جهول آنست کو جاهل بود
علم و عرفان را ولی قابل بود ۸
هر که باشد عارف هر نیک و بد
از کجا محتاج فرمودن بود ۹
ورنه دانستن بود از او امید
کی روا باشد به او وعد و وعید ۱۰
مدح باشد هم ظلوم و هم جهول
در حق انسان نه ذم ای بوالفضول ۱۱
یا امانت هست بار اختیار
که از آن گردیده انسان سوگوار ۱۲
آسمان و کوهها زان رم گرفت
راست آدم ریش بن آدم گرفت ۱۳
بد ظلوم و بد جهول و بد فضول
آمد و کرد این امانت را قبول ۱۴
از ظلومی پا ز حد برتر نهاد
خویشتن را خواند سلطان کیقباد ۱۵
از تجرد دید در خود انبساط
وز تعلق با دو عالم ارتباط ۱۶
علم دید و میل دید و خشم دید
هوش دید و گوش دید و چشم دید ۱۷
گفت پهلو زد که در پهلوی من
دور بادا چشم بد از روی من ۱۸
چونکه گردیدند جفت یکدگر ۱
قابل تکلیف ربانی شدند
مورد فرمان سلطانی شدند ۲
گر نباشد اختیار آید خطا
امر و نهی و وعده و زجر و عطا ۳
کی کسی می گوید آتش را بسوز
یا به خورشیدی که عالم بر فروز ۴
هم ظلوم آنست کز ره بر کنار
باشد و باشد رجوعش اقتدار ۵
آنکه او پیوسته باشد خود بره
کردنش تکلیف ره باشد سفه ۶
ور نباشد شان او رفتن ز راه
هست تکلیفش خطا بی اشتباه ۷
هم جهول آنست کو جاهل بود
علم و عرفان را ولی قابل بود ۸
هر که باشد عارف هر نیک و بد
از کجا محتاج فرمودن بود ۹
ورنه دانستن بود از او امید
کی روا باشد به او وعد و وعید ۱۰
مدح باشد هم ظلوم و هم جهول
در حق انسان نه ذم ای بوالفضول ۱۱
یا امانت هست بار اختیار
که از آن گردیده انسان سوگوار ۱۲
آسمان و کوهها زان رم گرفت
راست آدم ریش بن آدم گرفت ۱۳
بد ظلوم و بد جهول و بد فضول
آمد و کرد این امانت را قبول ۱۴
از ظلومی پا ز حد برتر نهاد
خویشتن را خواند سلطان کیقباد ۱۵
از تجرد دید در خود انبساط
وز تعلق با دو عالم ارتباط ۱۶
علم دید و میل دید و خشم دید
هوش دید و گوش دید و چشم دید ۱۷
گفت پهلو زد که در پهلوی من
دور بادا چشم بد از روی من ۱۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۸
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۶۹ - حدیث لولا ان الشیاطین یحومون حول قلوب بنی آدم نظروا الی ملکوت السموات والارض
گوهر بعدی:بخش ۱۷۱ - در بیان مکالمه خدا با روح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.