هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دردها و آرزوهایش می‌گوید. او آرزو می‌کند که شب تیره‌اش سحری داشته باشد تا ناله‌هایش اثری بگذارد. از اسارت در دام هوس و عشق نافرجام می‌نالد و آرزو می‌کند که معشوق به او توجه کند. شاعر از رنج عشق و دوری می‌گوید و بیان می‌کند که در وجودش جز درد عشق چیزی نیست. در پایان، به ناصحی اشاره می‌کند که پندهایش بی‌اثر بوده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۵ - ای کاش شب تیره ی ما را سحری بود

ای کاش شب تیره ی ما را سحری بود
تا در سحر این ناله ی ما را اثری بود ۱

آزادی ام از دام هوس نیست، ولیکن
صیاد مرا کاش به صیدش گذری بود ۲

یک دیده گشودیم به روی تو و بستیم
چشم از دو جهان و چه مبارک نظری بود ۳

از بیم ملامت رهم از میکده بسته ست
از خانه ی ما کاش به میخانه دری بود ۴

اجزای وجودم همه کاویدم و دیدم
در هر رگ و هر پی ز غمت نیشتری بود ۵

کردم طلب مرغ دل از عشق و نشان داد
دیدم که به کنج قفسی مشت پری بود ۶

از خون شدن دل زغم او چه غمم بود
گر دلبر ما را ز دل ما خبری بود ۷

باز است به فتراک تو این دیده ی حسرت
ای کاش مرا لایق تیرت سپری بود ۸

ناصح که مرا پند همی داد «صفایی»
امید اثر داشت، عجب بی بصری بود! ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۷۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴ - به این امید دادم جان، که روزی بلکه یار آید
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - ترسم نشده غوره، انگور خزان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.