هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او از زلف دراز و خال معشوق، دیوانگی عشق، و تأثیر زیبایی معشوق بر جهان و دیگران صحبت میکند. شاعر همچنین از عشق خود به معشوق و تأثیرات آن بر زندگی خود میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۵۰ - گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
زنگی بچهٔ خال تو بر جایگه افتاد ۱
در آرزوی زلف چو زنجیر تو عقلم
دیوانگی آورد و به یک ره ز ره افتاد ۲
چون باد بسی داشت سر زلف تو در سر
از فرق همه تختنشینان کله افتاد ۳
سرسبزی گلگون رخت را که بدیدم
چون طرهٔ شبرنگ تو روزم سیه افتاد ۴
که کرد ز عشق رخ تو توبه زمانی
کز شومی آن توبه نه در صد گنه افتاد ۵
حقا که اگر تا که جهان بود به خوبیت
بر جملهٔ خوبان جهان پادشه افتاد ۶
تا پادشاه جملهٔ خوبان شدهای تو
بس آتش سوزان که ز تو در سپه افتاد ۷
چون بوسه ستانم ز لبت چون مترصد
با تیر و کمان چشم تو در پیشگه افتاد ۸
از عمد سر چاه زنخدان بنپوشید
تا یوسف گم گشته درآمد به چه افتاد ۹
شهباز دلم زان چه سیمین نرهد زانک
در خانهٔ مات است که این بار شه افتاد ۱۰
جانا دل عطار که دور از تو فتادست
هرگز که بداند که چگونه تبه افتاد ۱۱
زنگی بچهٔ خال تو بر جایگه افتاد ۱
در آرزوی زلف چو زنجیر تو عقلم
دیوانگی آورد و به یک ره ز ره افتاد ۲
چون باد بسی داشت سر زلف تو در سر
از فرق همه تختنشینان کله افتاد ۳
سرسبزی گلگون رخت را که بدیدم
چون طرهٔ شبرنگ تو روزم سیه افتاد ۴
که کرد ز عشق رخ تو توبه زمانی
کز شومی آن توبه نه در صد گنه افتاد ۵
حقا که اگر تا که جهان بود به خوبیت
بر جملهٔ خوبان جهان پادشه افتاد ۶
تا پادشاه جملهٔ خوبان شدهای تو
بس آتش سوزان که ز تو در سپه افتاد ۷
چون بوسه ستانم ز لبت چون مترصد
با تیر و کمان چشم تو در پیشگه افتاد ۸
از عمد سر چاه زنخدان بنپوشید
تا یوسف گم گشته درآمد به چه افتاد ۹
شهباز دلم زان چه سیمین نرهد زانک
در خانهٔ مات است که این بار شه افتاد ۱۰
جانا دل عطار که دور از تو فتادست
هرگز که بداند که چگونه تبه افتاد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹ - عکس روی تو بر نگین افتاد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱ - چون نظر بر روی جانان اوفتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.