هوش مصنوعی:
این متن درباره عشق عمیق و عرفانی به معشوق است که با درد و رنج همراه است. شاعر بیان میکند که عشق واقعی نیازمند فداکاری و تحمل سختیهاست و بدون معشوق، زندگی معنایی ندارد. او تأکید میکند که راه عشق آسان نیست و تنها کسانی که توانایی تحمل این مسیر سخت را دارند، میتوانند در آن قدم بگذارند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیازمند بلوغ فکری و تجربهی زندگی است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۸۸ - دلی کز عشق جانان جان ندارد
دلی کز عشق جانان جان ندارد
توان گفتن که او ایمان ندارد ۱
درین میدان که یارد گشت یکدم
که کس مردی یک جولان ندارد ۲
شگرفی باید از گنج دو عالم
که جان یک لحظه بیجانان ندارد ۳
به آسانی منه در کوی او پای
که رهرو راه را آسان ندارد ۴
چه عشق است این که خود نقصان نگیرد
چه درد است این که خود درمان ندارد ۵
دلم در درد عشق او چنان است
که دل بی درد عشقش جان ندارد ۶
مرو در راه او گر ناتوانی
که دور است این ره و پایان ندارد ۷
اگر قوت نداری دور ازین راه
که کوی عاشقان پیشان ندارد ۸
برو عطار دم درکش که جانان
همه عمرت چنین حیران ندارد ۹
توان گفتن که او ایمان ندارد ۱
درین میدان که یارد گشت یکدم
که کس مردی یک جولان ندارد ۲
شگرفی باید از گنج دو عالم
که جان یک لحظه بیجانان ندارد ۳
به آسانی منه در کوی او پای
که رهرو راه را آسان ندارد ۴
چه عشق است این که خود نقصان نگیرد
چه درد است این که خود درمان ندارد ۵
دلم در درد عشق او چنان است
که دل بی درد عشقش جان ندارد ۶
مرو در راه او گر ناتوانی
که دور است این ره و پایان ندارد ۷
اگر قوت نداری دور ازین راه
که کوی عاشقان پیشان ندارد ۸
برو عطار دم درکش که جانان
همه عمرت چنین حیران ندارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷ - زین درد کسی خبر ندارد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹ - اگر درمان کنم امکان ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.