هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناامیدی، درد و رنج عشق، و محنت‌های زندگی می‌گوید. او با وجود تمام سختی‌ها، به عشق و ایمان خود پایبند است و در نهایت به عدالت الهی امیدوار می‌باشد. همچنین، از بی‌عدالتی و بیداد شکایت کرده و دردهای خود را با طبیعت مقایسه می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی، درد عشق، و عدالت نیاز به بلوغ فکری دارند.

شماره ۱۵۳ - به کوی ناامیدی شمع آسا محفلی دارم

به کوی ناامیدی شمع آسا محفلی دارم
ز اشک و آه خود در آب و آتش منزلی دارم ۱

بلا و محنت و رنج و پریشانی و درد و غم
هزاران خرمن از کشت محبت حاصلی دارم ۲

شد از دارالشفای مرگ، درمان درد مهجوری
برای درد خود زین پس علاج عاجلی دارم ۳

چو گل شد ز آب چشمم خاک کویت، از درم راندی
نگفتی من در آنجا حق یک آب و گلی دارم ۴

اگر عدلیه حکم تخلیت اول کند اجرا
من بی خانمان آخر خدای عادلی دارم ۵

تو از بیداد گل می نالی و من از گل اندامی
تو ای بلبل اگر داری دلی من هم دلی دارم ۶

گره شد گریه از غم در گلوی فرخی آنسان
که نتواند بآسانی بگوید مشگلی دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - گذشتم از سرافرازی، سر افتادگی دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - یاد باد آن شب که جا بر خاک کوئی داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.