هوش مصنوعی:
شاعر از روزگار سخت و ناپایدار خود شکایت میکند و احساس ناامیدی و تنهایی میکند. او با دنیای دو رنگ و مردم ناپاک درگیر است و تنها خون دل میخورد. با وجود تهیدستی، به دنبال بلندیهای معنوی است و به دنبال شهرت و قدرت نیست. شاعر خود را مرغی شکستهبال و بستهپر میداند که همیشه مورد آزار قرار میگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۵۸ - ز بس از روزگار بخت و سخت و سست دلتنگم
ز بس از روزگار بخت و سخت و سست دلتنگم
بسختی متصل با روزگار و بخت در جنگم ۱
دو رنگی چون پسند آید بچشم مردم دنیا
بغیر از خون دل خوردن چه سازم من که یکرنگم ۲
خوشم با این تهی دستی بلندی جویم از پستی
نه در سر شور دیهیم و نه در دل مهر اورنگم ۳
بگو با عارف و عامی سپردم جان بناکامی
گذشتم از نکو نامی کنون آماده ننگم ۴
منم آن مرغ دلخسته شکسته بال و پر بسته
که دست آسمان دایم ز اختر می زند سنگم ۵
بسختی متصل با روزگار و بخت در جنگم ۱
دو رنگی چون پسند آید بچشم مردم دنیا
بغیر از خون دل خوردن چه سازم من که یکرنگم ۲
خوشم با این تهی دستی بلندی جویم از پستی
نه در سر شور دیهیم و نه در دل مهر اورنگم ۳
بگو با عارف و عامی سپردم جان بناکامی
گذشتم از نکو نامی کنون آماده ننگم ۴
منم آن مرغ دلخسته شکسته بال و پر بسته
که دست آسمان دایم ز اختر می زند سنگم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - روزگاری شد که سر تا پا دلی غمناک دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - بحسرتی که چرا جای در قفس دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.