هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس اسارت و محدودیت در قفس زندگی شکایت میکند و آرزوی پرواز و آزادی دارد. او از دردها و رنجهای زندگی مینالد، اما با وجود همهی سختیها، به وجود خداوندی دادرس امیدوار است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند اندوه و اسارت نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۱۵۹ - بحسرتی که چرا جای در قفس دارم
بحسرتی که چرا جای در قفس دارم
ز سوز درد کنم ناله تا نفس دارم ۱
فضای تنگ قفس نیست در خور پرواز
پریدنی به میان هوا، هوس دارم ۲
گدای خانه به دوش و سیاه مست و خموش
نه بیم دزد و نه اندیشه از عسس دارم ۳
به شهسواری میدان غم شدم مشهور
ز بسکه لشکر محنت ز پیش و پس دارم ۴
به دوره ترن و عصر آسمان پیمای
من از برای سفر استر و فرس دارم ۵
هزارها دل خونین چو گل بخاک افتاد
هنوز من غم یک مشت خار و خس دارم ۶
بداد من نرسد ای خدا اگر چه کسی
خوشم که چون تو خداوند دادرس دارم ۷
ز سوز درد کنم ناله تا نفس دارم ۱
فضای تنگ قفس نیست در خور پرواز
پریدنی به میان هوا، هوس دارم ۲
گدای خانه به دوش و سیاه مست و خموش
نه بیم دزد و نه اندیشه از عسس دارم ۳
به شهسواری میدان غم شدم مشهور
ز بسکه لشکر محنت ز پیش و پس دارم ۴
به دوره ترن و عصر آسمان پیمای
من از برای سفر استر و فرس دارم ۵
هزارها دل خونین چو گل بخاک افتاد
هنوز من غم یک مشت خار و خس دارم ۶
بداد من نرسد ای خدا اگر چه کسی
خوشم که چون تو خداوند دادرس دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - ز بس از روزگار بخت و سخت و سست دلتنگم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - دیدی آخر به سر زلف تو پابست شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.