هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق و وابستگی شدید شاعر به معشوق است. شاعر خود را اسیر زلف معشوق و فدایی راه او میداند، از نازهای معشوق مینالد، و مستی از عشق و جمال معشوق را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند اسارت در عشق و فداکاری ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۱۶۰ - دیدی آخر به سر زلف تو پابست شدم
دیدی آخر به سر زلف تو پابست شدم
پا در آن سلسله نگذاشته از دست شدم ۱
ننهادی قدمی بر سرم ای سرو بلند
گر چه در راه تو من خاک صفت پست شدم ۲
کس چو من در طلب شاهد آزادی نیست
زانکه با نیستی از پرتو آن هست شدم ۳
ناوک ناز تو پیوسته شد از شست رها
ناز شست تو که من کشته آن شست شدم ۴
تا ابد مستیم از جلوه ساقی باقیست
زانکه از آن می باقی ز ازل مست شدم ۵
پا در آن سلسله نگذاشته از دست شدم ۱
ننهادی قدمی بر سرم ای سرو بلند
گر چه در راه تو من خاک صفت پست شدم ۲
کس چو من در طلب شاهد آزادی نیست
زانکه با نیستی از پرتو آن هست شدم ۳
ناوک ناز تو پیوسته شد از شست رها
ناز شست تو که من کشته آن شست شدم ۴
تا ابد مستیم از جلوه ساقی باقیست
زانکه از آن می باقی ز ازل مست شدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - بحسرتی که چرا جای در قفس دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - در میکده گر رند قدح نوش نبودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.