هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و دیوانگی، رهایی از زندگی مادی و روی آوردن به عشق و معنویت است. شاعر از خطرپذیری، فقر و بینیازی سخن میگوید و با اشاره به مفاهیمی مانند عشق، قیامت و کوثر، روحیهای رمانتیک و عرفانی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به مفاهیم مانند مرگ و قیامت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۵ - از پی دیوانگی تا آستین بالا زدیم
از پی دیوانگی تا آستین بالا زدیم
همچو مجنون خیمه را در دامن صحرا زدیم ۱
زندگانی بهر ما چون غیر دردسر نداشت
بر حیات خود به دست مرگ پشت پا زدیم ۲
تا به مژگان تو دل بستیم در میدان عشق
خویش را بر یک سپاهی با تن تنها زدیم ۳
بی نیازی بین که با این مفلسی از فر فقر
طعنه بر جاه جم و دارائی دارا زدیم ۴
تا قیامت وعده کوثر خمارم می گذاشت
باده را در محفل آن حور با هورا زدیم ۵
کیست این ماه مبارک کانچه را ما داشتیم
در قمار عشق او شب تا سحر یکجا زدیم ۶
گر خطرها داشت در پای سیاست فرخی
حالیا ما با توکل، دل بر این دریا زدیم ۷
همچو مجنون خیمه را در دامن صحرا زدیم ۱
زندگانی بهر ما چون غیر دردسر نداشت
بر حیات خود به دست مرگ پشت پا زدیم ۲
تا به مژگان تو دل بستیم در میدان عشق
خویش را بر یک سپاهی با تن تنها زدیم ۳
بی نیازی بین که با این مفلسی از فر فقر
طعنه بر جاه جم و دارائی دارا زدیم ۴
تا قیامت وعده کوثر خمارم می گذاشت
باده را در محفل آن حور با هورا زدیم ۵
کیست این ماه مبارک کانچه را ما داشتیم
در قمار عشق او شب تا سحر یکجا زدیم ۶
گر خطرها داشت در پای سیاست فرخی
حالیا ما با توکل، دل بر این دریا زدیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - ترسم ای مرگ نیائی تو و من پیر شوم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - ز خود آرائی تن جامه جان چاک می خواهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.