هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ترس از پیری و ناتوانی سخن میگوید و آرزو میکند قبل از رسیدن به این مرحله بمیرد. او از سیاست، ظلم و ناعدالتی گله دارد و خود را مانند کشتی در دریای پرتلاطم وجود میداند. شاعر همچنین از گوشهگیری و تأثیرپذیری از خطاها میترسد و تأکید میکند که هرگز در برابر دشمن تسلیم نخواهد شد. در نهایت، او از دیوانگی و زنجیرهای زندگی میگوید و اشاره میکند که در دورهاش، کار کردن جرم یا تقصیر محسوب میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، سیاست و ظلم ممکن است برای کودکان سنگین باشد.
شماره ۱۶۴ - ترسم ای مرگ نیائی تو و من پیر شوم
ترسم ای مرگ نیائی تو و من پیر شوم
وین قدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم ۱
آسمانا ز ره مهر مرا زود بکش
که اگر دیر کشی پیر و زمینگیر شوم ۲
جوهرم هست و برش دارم و ماندم به غلاف
چون نخواهم کج و خونریز چو شمشیر شوم ۳
میر میراث خوران هم نشوم تا گویم
مردم از جور بمیرند که من میر شوم ۴
منم آن کشتی طوفانی دریای وجود
که ز امواج سیاست ز بر و زیر شوم ۵
گوشه گیری اگرم از اثر اندازد به
که من از راه خطا صاحب تأثیر شوم ۶
پیش دشمن سپر افکندن من هست محال
در ره دوست گر آماجگه تیر شوم ۷
غم مخور ای دل دیوانه که از فیض جنون
چون تو من هم پس از این لایق زنجیر شوم ۸
شهره شهرم و شهریه نگیرم چون شیخ
که بر شحنه و شه کوچک و تحقیر شوم ۹
کار در دوره ما جرم بود یا تقصیر
فرخی بهر چه من عامل تقصیر شوم ۱۰
وین قدر زنده بمانم که ز جان سیر شوم ۱
آسمانا ز ره مهر مرا زود بکش
که اگر دیر کشی پیر و زمینگیر شوم ۲
جوهرم هست و برش دارم و ماندم به غلاف
چون نخواهم کج و خونریز چو شمشیر شوم ۳
میر میراث خوران هم نشوم تا گویم
مردم از جور بمیرند که من میر شوم ۴
منم آن کشتی طوفانی دریای وجود
که ز امواج سیاست ز بر و زیر شوم ۵
گوشه گیری اگرم از اثر اندازد به
که من از راه خطا صاحب تأثیر شوم ۶
پیش دشمن سپر افکندن من هست محال
در ره دوست گر آماجگه تیر شوم ۷
غم مخور ای دل دیوانه که از فیض جنون
چون تو من هم پس از این لایق زنجیر شوم ۸
شهره شهرم و شهریه نگیرم چون شیخ
که بر شحنه و شه کوچک و تحقیر شوم ۹
کار در دوره ما جرم بود یا تقصیر
فرخی بهر چه من عامل تقصیر شوم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - فصل گل چو غنچه، لب را از غم زمانه بستم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - از پی دیوانگی تا آستین بالا زدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.