هوش مصنوعی:
این شعر انقلابی و پرخاشگرانه از فرخی یزدی، بیانگر خشم و اعتراض به وضعیت ناعادلانه جامعه است. شاعر از انقلاب، خونریزی و انتقام سخن میگوید و خواهان عدالت برای کارگران و دهقانان است. او از دیوانگان (حاکمان ظالم) انتقاد میکند و آرزوی غوطهوری در خون برای رسیدن به آرمانهای انقلابی را دارد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل تصاویر خشن و مضامین خونریزی، انتقام و انقلاب است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، درک کامل مفاهیم سیاسی و اجتماعی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۳ - گر خدا خواهد بجوشد بحر بی پایان خون
گر خدا خواهد بجوشد بحر بی پایان خون
می شوند این ناخدایان غرق در طوفان خون ۱
با سرافرازی نهم پا در طریق انقلاب
انقلابی چون شوم، دست من و دامان خون ۲
خیل دیوان را به دیوانخانه دعوت می کنم
می گذارم نام دیوانخانه را دیوان خون ۳
کارگر را بهر دفع کارفرمایان چو تیپ
با سر شمشیر خونین می دهم فرمان خون ۴
کلبه بی سقف دهقان را چو آرم در نظر
کاخهای سر به کیوان را کنم ایوان خون ۵
ای خوش آن روزی که در خون غوطه ور گردم چو صید
همچو قربانی به قربانگه شوم قربان خون ۶
فرخی را شیر گیر انقلابی خوانده اند
ز آنکه خورد از شیر خواری شیر از پستان خون ۷
می شوند این ناخدایان غرق در طوفان خون ۱
با سرافرازی نهم پا در طریق انقلاب
انقلابی چون شوم، دست من و دامان خون ۲
خیل دیوان را به دیوانخانه دعوت می کنم
می گذارم نام دیوانخانه را دیوان خون ۳
کارگر را بهر دفع کارفرمایان چو تیپ
با سر شمشیر خونین می دهم فرمان خون ۴
کلبه بی سقف دهقان را چو آرم در نظر
کاخهای سر به کیوان را کنم ایوان خون ۵
ای خوش آن روزی که در خون غوطه ور گردم چو صید
همچو قربانی به قربانگه شوم قربان خون ۶
فرخی را شیر گیر انقلابی خوانده اند
ز آنکه خورد از شیر خواری شیر از پستان خون ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - بسته زنجیر بودن هست کار شیر و من
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - از جور چرخ کجروش، وز دست بخت واژگون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.