هوش مصنوعی:
این متن شعری است که عشق و دلدادگی به معشوق را توصیف میکند. شاعر بیان میکند که عشق به معشوق باعث سرگردانی و بیچارگی میشود و تنها راه تسلیم شدن در برابر این عشق است. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از رنجهایی که به خاطر این عشق متحمل شده است، شکایت میکند. در نهایت، شاعر اعلام میکند که جانش در گرو عشق معشوق است.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و دلدادگی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۰۷ - هر که را عشق تو سرگردان کرد
هر که را عشق تو سرگردان کرد
هرگزش چارهٔ آن نتوان کرد ۱
چارهٔ عشق تو بیچارگی است
هر که بیچاره نشد تاوان کرد ۲
سر به فرمان بنهد خورشیدش
هر که یک ذره تو را فرمان کرد ۳
چون به زیبایی آن داری تو
این چنین عاشق زارم آن کرد ۴
چشم خونریز تو از غمزهٔ تیز
چشم این سوخته خونافشان کرد ۵
چه کنی قصد به خونم که دلم
خویش را پیش رخت قربان کرد ۶
جان عطار تو خود میدانی
که هوایت ز میان جان کرد ۷
هرگزش چارهٔ آن نتوان کرد ۱
چارهٔ عشق تو بیچارگی است
هر که بیچاره نشد تاوان کرد ۲
سر به فرمان بنهد خورشیدش
هر که یک ذره تو را فرمان کرد ۳
چون به زیبایی آن داری تو
این چنین عاشق زارم آن کرد ۴
چشم خونریز تو از غمزهٔ تیز
چشم این سوخته خونافشان کرد ۵
چه کنی قصد به خونم که دلم
خویش را پیش رخت قربان کرد ۶
جان عطار تو خود میدانی
که هوایت ز میان جان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۶ - زلف تو مرا بند دل و غارت جان کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸ - عزم خرابات بیقنا نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.