هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و وصال معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ زبانی قادر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق نیست. شاعر از ناتوانی خود در رسیدن به معشوق و توصیف عشقش سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ چیز در جهان قابل مقایسه با معشوق نیست.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۴۳ - ذوق وصلت به هیچ جان نرسد

ذوق وصلت به هیچ جان نرسد
شرح رویت به هر زبان نرسد ۱

سر زلفت به دست چون آرم
دست موری به آسمان نرسد ۲

با سر زلفت تو دو عالم را
سر یک موی امتحان نرسد ۳

نرسد بوی زلف تو به دلم
تا که کار دلم به جان نرسد ۴

ماه خواهد که چون رخ تو بود
عمرها گردد و بدان نرسد ۵

پیش خطت که رایج است به خون
هیچکس را خط امان نرسد ۶

تا قیامت چو طوطی خط تو
هیچ طوطی شکرفشان نرسد ۷

عقل را زاب زندگانی تو
تا نمیرد ز خود نشان نرسد ۸

گرچه کس نیست چو تو موی میان
هر دو کونت فرا میان نرسد ۹

کاروان تواند خلق و ز تو
بیش گردی به کاروان نرسد ۱۰

برسد صد هزار باره جهان
که نظیر تو در جهان نرسد ۱۱

وصل تو چون به جان نمی‌یابند
به چو من کس به رایگان نرسد ۱۲

آتش عشق تو چو شعله زند
هیچ کس را از او امان نرسد ۱۳

تا ابد دل ز سود برگیرد
هر که را در رهت زیان نرسد ۱۴

کرده‌ام دل کباب و اشک شراب
که مرا چون تو میهمان نرسد ۱۵

آن زمان کت به جان بخواهم جست
برسد جان و آن زمان نرسد ۱۶

تا که عطار را بیان تو هست
هیچ گوینده را بیان نرسد ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۲ - مرد ره عشق تو از دامن تر ترسد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴ - شکن زلف چو زنار بتم پیدا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.