هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید، از خواب و بیداری و خیال معشوق مینالد، و از گذر سریع عمر شکایت دارد. او از اضطراب دلش در فراق و امید به وصل میگوید و از اشکهای بیپایانش که مانند باران میبارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۸ - بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب
بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب
بیداریئی زبخت ندیدم مگر به خواب ۱
غیر از خیال روی تو در چشم قطره بار
هرگز کسی ندیده که نقشی زند بر آب ۲
ای عمر رفته چند به باز آمدن درنگ
بنگر چه گونه عمر به رفتن کند شتاب؟ ۳
از خوی به عارض و از عارضش به زلف
در روز بین ستاره به شب بنگر آفتاب ۴
دل را که هست بیم فراق این چنین تپد
من روز وصل از چه نباشم در اضطراب؟ ۵
رفتی و گشته بی مه روی تو قطره بار
از دیده ی سحاب فزون دیده ی (سحاب) ۶
بیداریئی زبخت ندیدم مگر به خواب ۱
غیر از خیال روی تو در چشم قطره بار
هرگز کسی ندیده که نقشی زند بر آب ۲
ای عمر رفته چند به باز آمدن درنگ
بنگر چه گونه عمر به رفتن کند شتاب؟ ۳
از خوی به عارض و از عارضش به زلف
در روز بین ستاره به شب بنگر آفتاب ۴
دل را که هست بیم فراق این چنین تپد
من روز وصل از چه نباشم در اضطراب؟ ۵
رفتی و گشته بی مه روی تو قطره بار
از دیده ی سحاب فزون دیده ی (سحاب) ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.