هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از دست دادن عشق، آرامش، و امید را در قالب تصاویر شاعرانه بیان میکند. شاعر از فراق یار، نابودی صبر، و تلخی روزگار مینالد و احساس میکند که همه چیز را از دست داده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۴۸ - در ره عشق اختیار از دست رفت
در ره عشق اختیار از دست رفت
پای ماند از کارو کار از دست رفت ۱
در چمن دردا که ساقی تا قدح
داد بر دستم بهار از دست رفت ۲
آه کز دست دلم دامان صبر
رفت چون دامان یار از دست رفت ۳
نقد جانی را که از بهر نثار
داشتم در انتظار از دست رفت ۴
در رهش خاکی که میکردم به سر
ز آب چشم اشکبار از دست رفت ۵
روزگار وصل آه از روزگار
کز جفای روزگار از دست رفت ۶
ز آن دو لعل از دستم آرام و قرار
ز آن دو زلف بیقرار از دست رفت ۷
پا نهادم بر سر بالین (سحاب)
لیک در وقتی که کار از دست رفت ۸
پای ماند از کارو کار از دست رفت ۱
در چمن دردا که ساقی تا قدح
داد بر دستم بهار از دست رفت ۲
آه کز دست دلم دامان صبر
رفت چون دامان یار از دست رفت ۳
نقد جانی را که از بهر نثار
داشتم در انتظار از دست رفت ۴
در رهش خاکی که میکردم به سر
ز آب چشم اشکبار از دست رفت ۵
روزگار وصل آه از روزگار
کز جفای روزگار از دست رفت ۶
ز آن دو لعل از دستم آرام و قرار
ز آن دو زلف بیقرار از دست رفت ۷
پا نهادم بر سر بالین (سحاب)
لیک در وقتی که کار از دست رفت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - چون یوسف من گر به نکوئی پسری داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.