هوش مصنوعی:
متن بالا بیانکنندهی ناامیدی و دلتنگی شاعر از بیوفایی و ناسازگاری یار است. شاعر از بیقراری خود در فراق یار میگوید و اشاره میکند که آرامش در وصل او وجود ندارد. همچنین، او از ناکامیهای خود در زندگی و بیوفایی دیگران شکایت دارد و ذوق وصال را تنها برای کسانی میداند که انتظار آن را میکشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و بیوفایی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۸۳ - یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
یاری که یار اهل وفا نیست یار نیست ۱
آسودگی زوصل مجوز انکه هیچ گه
بلبل به بی قراری فصل بهار نیست ۲
ناکامی دل است اگر کام روزگار
چون من کسی به کام دل روزگار نیست ۳
با هر که خلف وعده کند شرمسار ازوست
رشک آیدم به هر که ازو شرمسار نیست ۴
ذوقی بود زوعده ی روز وصال تو
آن را که آگهی ز شب انتظار نیست ۵
چشم (سحاب) بی مه روی تو کی بود
وقتی که همچو چشم (سحاب) اشکبار نیست ۶
یاری که یار اهل وفا نیست یار نیست ۱
آسودگی زوصل مجوز انکه هیچ گه
بلبل به بی قراری فصل بهار نیست ۲
ناکامی دل است اگر کام روزگار
چون من کسی به کام دل روزگار نیست ۳
با هر که خلف وعده کند شرمسار ازوست
رشک آیدم به هر که ازو شرمسار نیست ۴
ذوقی بود زوعده ی روز وصال تو
آن را که آگهی ز شب انتظار نیست ۵
چشم (سحاب) بی مه روی تو کی بود
وقتی که همچو چشم (سحاب) اشکبار نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - روشن از شعله ی دل عارض جانانه ی ماست
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.