هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق عاشقانه و غمانگیز میپردازد. شاعر از دلهایی سخن میگوید که در دام غم افتادهاند اما با این حال از غم جهان آزاد هستند. او به ناپایداری عمر و وصلت اشاره میکند و از عشق و رنجهای آن میگوید. همچنین، از نالههای بیپاسخ و بیعدالتی روزگار شکایت دارد. در نهایت، شاعر به عشق و زیبایی میپردازد و از اقلیم عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند ناپایداری عمر و غمهای عاشقانه نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۸۴ - بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
که با غمت ز غم هر دو عالم آزاد است ۱
شود زوصل تو محکم بنای عمر اما
بنای وصل تو چون عمر سست بنیاد است ۲
هزار قصه ز خسرو به بزم شیرین است
حکایتی که نباشد حدیث فرهاد است ۳
ز خویشتن خبرم نیست این قدر دانم
که خاکی از ستم روزگار بر باد است ۴
گر از خرابی دلهاست ملک عشق آباد
به عهد حسن تو اقلیم عشق آباد است ۵
اگر به نشئه صهبا برند پی چیزی
که رهن می شود اول ردای زهاد است ۶
(سحاب) کی شنود ناله ی ضعیف مرا
گلی که هر طرفش بلبلی به فریاد است ۷
که با غمت ز غم هر دو عالم آزاد است ۱
شود زوصل تو محکم بنای عمر اما
بنای وصل تو چون عمر سست بنیاد است ۲
هزار قصه ز خسرو به بزم شیرین است
حکایتی که نباشد حدیث فرهاد است ۳
ز خویشتن خبرم نیست این قدر دانم
که خاکی از ستم روزگار بر باد است ۴
گر از خرابی دلهاست ملک عشق آباد
به عهد حسن تو اقلیم عشق آباد است ۵
اگر به نشئه صهبا برند پی چیزی
که رهن می شود اول ردای زهاد است ۶
(سحاب) کی شنود ناله ی ضعیف مرا
گلی که هر طرفش بلبلی به فریاد است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - امشب آن شمع شب افروز به کاشانه ی کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.