هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناامیدی، انتظار بی‌ثمر و جور روزگار شکایت می‌کند. او از عشق بی‌پاسخ، وعده‌های تحقق‌نیافته و دوری از یار می‌نالد و بیان می‌کند که تمام عمرش را در انتظار گذرانده است. همچنین، به ناتوانی در برابر تقدیر و جدایی ناخواسته از یار اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه، ناامیدی و فلسفی موجود در متن برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند شکایت از روزگار و اندوه، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۹۸ - خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث

خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث
مراست شکوه خود از جور روزگار عبث ۱

نداد وعده و من در رهش ز غایت شوق
تمام عمر نشستم در انتظار عبث ۲

سوی تو صید خود آید اگر تو صیادی
متاز رخش خود ای نازنین سوار عبث ۳

دلا تو قابل فتراک آن سوار نئی
مرو به صید گهش هر دم ای شکار عبث ۴

به این گمان که شود روزگار ما به تو خوش
به صرف عشق تو کردیم روزگار عبث ۵

گذشتی از پی کار دگر بکلبه ی من
ز شوق وصل تو شد کار من ز کار عبث ۶

ز جور مدعیان شد جدا ز یار (سحاب)
و گرنه یار نگردد جدا ز یار عبث ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۷ - عشق جانان را به جز ویرانه ی دل خانه نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۹ - به غیر مرگ که دور از توام به آن محتاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.