هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و درد عشق نافرجام سخن می‌گوید. شاعر از دل‌شکستگی، بی‌مهری و ویرانی درونی خود می‌نالد و به اسارت دین در چنگال عشق غیرمذهبی اشاره دارد. او از روزهای سیاه و جفای زمانه شکایت کرده و امید به رهایی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به مسائل دینی و عرفانی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.

شماره ۱۰۷ - نگیرد تا دلت در دل دری چند

نگیرد تا دلت در دل دری چند
بدل بگشا ز زخم خنجری چند ۱

دلم دانی که در خیل بتان چیست
مسلمانی اسیر کافری چند ۲

ز بی مهری سیه دارند روزم
مهی چند از جفای اختری چند ۳

چنان ویران شد از غم خانه دل
که شهری از هجوم لشگری چند ۴

پرم آن روز بگشاید که از من
بدام او نباشد جز پری چند ۵

چنان ماند متاع دین که داری
(سحاب) از هر طرف غارتگری چند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.