هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و انتظار برای وصال معشوق است. شاعر از بیگناهی خود میگوید و از جفای معشوق شکایت دارد. او به امید رسیدن به مرگ یا وصال جانان دل بسته است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و اندوهگین است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد.
شماره ۱۰۹ - اگر کام من سال و ماهی برآید
اگر کام من سال و ماهی برآید
ز آهی است کز سینه گاهی برآید ۱
مرا نیست تاب نگاهی و گرنه
تمنای من از نگاهی برآید ۲
کشی بیگناهم ندانم چه آخر
زقتل چو من بیگناهی برآید ۳
چه سازی گهی کز پی دادخواهی
زهر سو چو من دادخواهی برآید ۴
بود حاجتم مرگ یا وصل جانان
یکی زین دو حاجت الهی برآید ۵
امیدی کزو بیگه و گه برآمد
کنون شادم ار گاهگاهی برآید ۶
ترا دل جفا پیشه داند چه سازم
که او را چنین اشتباهی برآید ۷
کجا برق حرمان گذارد (سحابا)
که از باغ وصلم گیاهی برآید ۸
ز آهی است کز سینه گاهی برآید ۱
مرا نیست تاب نگاهی و گرنه
تمنای من از نگاهی برآید ۲
کشی بیگناهم ندانم چه آخر
زقتل چو من بیگناهی برآید ۳
چه سازی گهی کز پی دادخواهی
زهر سو چو من دادخواهی برآید ۴
بود حاجتم مرگ یا وصل جانان
یکی زین دو حاجت الهی برآید ۵
امیدی کزو بیگه و گه برآمد
کنون شادم ار گاهگاهی برآید ۶
ترا دل جفا پیشه داند چه سازم
که او را چنین اشتباهی برآید ۷
کجا برق حرمان گذارد (سحابا)
که از باغ وصلم گیاهی برآید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.