هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد فراق و عشق به یار سخن میگوید و آرزو میکند که یار به حال او توجه کند. او از بیوفایی و دوری معشوق شکایت دارد و امیدوار است که حتی پس از مرگ، یار به یاد او باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۱ - گر یار بحالم نظری داشته باشد
گر یار بحالم نظری داشته باشد
باشد که زحالم خبری داشته باشد ۱
آن ماه مقامش بفلک هست که چون ماه
از شعله ی آهم حذری داشته باشد ۲
گفتی سحر آیم ز وفا در برت اما
مشکل ز پی امشب سحری داشته باشد ۳
گویند کسی از بر یار آمده یا رب
از آمدن او خبری داشته باشد ۴
از عشق تو و چشم ترم آگهی آن راست
از عشق کسی چشم تری داشته باشد ۵
هرگز نبود شکوه ز بیداد سپهرش
هر کس چو تو بیدادگری داشته باشد ۶
گو داشته باشد کسی آن چشم مپندار
طرز نگهش را دگری داشته باشد ۷
جان داد (سحابش) بامیدی که پس از مرگ
گاهی بمزارش گذری داشته باشد ۸
باشد که زحالم خبری داشته باشد ۱
آن ماه مقامش بفلک هست که چون ماه
از شعله ی آهم حذری داشته باشد ۲
گفتی سحر آیم ز وفا در برت اما
مشکل ز پی امشب سحری داشته باشد ۳
گویند کسی از بر یار آمده یا رب
از آمدن او خبری داشته باشد ۴
از عشق تو و چشم ترم آگهی آن راست
از عشق کسی چشم تری داشته باشد ۵
هرگز نبود شکوه ز بیداد سپهرش
هر کس چو تو بیدادگری داشته باشد ۶
گو داشته باشد کسی آن چشم مپندار
طرز نگهش را دگری داشته باشد ۷
جان داد (سحابش) بامیدی که پس از مرگ
گاهی بمزارش گذری داشته باشد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - میل رفتن گر از آن گوشه ی بامم باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.