هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، جفای معشوق و آرزوی وصال سخن میگوید. او از رنجهای عشق و ناکامیهای خود مینالد و در عین حال، زیباییهای معشوق را ستایش میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و ناکامی در عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۲ - میل رفتن گر از آن گوشه ی بامم باشد
میل رفتن گر از آن گوشه ی بامم باشد
لذت سنگ جفای تو حرامم باشد ۱
کشتنی باشد و خون ریختنی تا امروز
دل خودکام تو را میل کدامم باشد ۲
خوش بود وصل تو بی مدعی ای ماه تمام
چه شود دگر شبی این عیش تمامم باشد ۳
گفتمش سرو قدت همچو قد سرو سهی است
گفت آنهم خجل از طرز خرامم باشد ۴
آشیانم خوش و صحن چمنم دلکش لیک
نه چو کنج قفس و حلقه ی دامم باشد ۵
او در اندیشه ی منع نگه گاه به گاه
من مسکین طمع وصل مدامم باشد ۶
گفت سرگشته چنین تا به که ئی همچو (سحاب)
گفتمش تا به کف عشق زمامم باشد ۷
لذت سنگ جفای تو حرامم باشد ۱
کشتنی باشد و خون ریختنی تا امروز
دل خودکام تو را میل کدامم باشد ۲
خوش بود وصل تو بی مدعی ای ماه تمام
چه شود دگر شبی این عیش تمامم باشد ۳
گفتمش سرو قدت همچو قد سرو سهی است
گفت آنهم خجل از طرز خرامم باشد ۴
آشیانم خوش و صحن چمنم دلکش لیک
نه چو کنج قفس و حلقه ی دامم باشد ۵
او در اندیشه ی منع نگه گاه به گاه
من مسکین طمع وصل مدامم باشد ۶
گفت سرگشته چنین تا به که ئی همچو (سحاب)
گفتمش تا به کف عشق زمامم باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - گر یار بحالم نظری داشته باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.