هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از عشق ناکام، جدایی، و درد دل سخن میگوید. شاعر از ناشادی دل، امید به وصال، و رنجهای عشق مینالد و به شرایط دشوار و ناامیدیهای خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مضامین غمگین و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۱۱۴ - گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد
گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد
آری چو یکی بوسه توان داد توان کرد ۱
دیگر نکنم فکر دل خویش که چندان
ویران نشد این خانه که آباد توان کرد ۲
یک بار در آن بزم مرا راه توان داد
ور ره نتوان داد زمن یاد توان کرد ۳
باید چو شب هجر توام روز وصالی
تا با تو ز خویت گله بنیاد توان کرد ۴
در باغ ز گلچین نکشیدیم جفایی
کاکنون به قفس شکوه ز صیاد توان کرد ۵
با قصه ی محرومی من زان لب شیرین
کی گوش به افسانه ی فرهاد توان کرد ۶
گیرم که در آن کو بودم قوت فریاد
فریاد رسی نیست که فریاد توان کرد ۷
صید دلم آسان نتوان کرد گرفتار
ور زانکه توان مشکلش آزاد توان کرد ۸
اندیشه (سحاب) ارز خدا باشد و رحمی
با خلق کجا این همه بیداد توان کرد ۹
آری چو یکی بوسه توان داد توان کرد ۱
دیگر نکنم فکر دل خویش که چندان
ویران نشد این خانه که آباد توان کرد ۲
یک بار در آن بزم مرا راه توان داد
ور ره نتوان داد زمن یاد توان کرد ۳
باید چو شب هجر توام روز وصالی
تا با تو ز خویت گله بنیاد توان کرد ۴
در باغ ز گلچین نکشیدیم جفایی
کاکنون به قفس شکوه ز صیاد توان کرد ۵
با قصه ی محرومی من زان لب شیرین
کی گوش به افسانه ی فرهاد توان کرد ۶
گیرم که در آن کو بودم قوت فریاد
فریاد رسی نیست که فریاد توان کرد ۷
صید دلم آسان نتوان کرد گرفتار
ور زانکه توان مشکلش آزاد توان کرد ۸
اندیشه (سحاب) ارز خدا باشد و رحمی
با خلق کجا این همه بیداد توان کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - زروی لطف اگر یار در کنار نشیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.