هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از مفاهیمی مانند نور، ظلمت، تجلی، وحدت وجود و سیر و سلوک عرفانی سخن می‌گوید. در این شعر، شاعر از تشبیهات و استعاره‌های زیبا برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده کرده است. مفاهیمی مانند تبدیل ذرات به نور، تجلی خداوند، وحدت وجود، و رسیدن به حقیقت از طریق محو شدن در ذات الهی، در این شعر به زیبایی بیان شده‌اند.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۵۱ - برقع از خورشید رویش دور شد

برقع از خورشید رویش دور شد
ای عجب هر ذره‌ای صد حور شد ۱

همچو خورشید از فروغ طلعتش
ذره ذره پای تا سر نور شد ۲

جملهٔ روی زمین موسی گرفت
جملهٔ آفاق کوه طور شد ۳

چون تجلی‌اش به فرق که فتاد
طور با موسی بهم مهجور شد ۴

فوت خورشید نبود سایه را
لاجرم آن آمد این مقهور شد ۵

قطره‌ای آوازهٔ دریا شنید
از طمع شوریده و مغرور شد ۶

مدتی می‌رفت چون دریا بدید
محو گشت و تا ابد مستور شد ۷

چون در آن دریا نه بد دید و نه نیک
نیک و بد آنجایگه معذور شد ۸

هر دوعالم انگبین صرف بود
لاجرم چون خانهٔ زنبور شد ۹

زانگبین چون آن همه زنبور خاست
هر یکی هم زانگبین مخمور شد ۱۰

قسم هر یک زانگبین چندان رسید
کز خود و از هر دو عالم دور شد ۱۱

سایه چون از ظلمت هستی برست
در بر خورشید نورالنور شد ۱۲

همچو این عطار بس مشهور گشت
همچو آن حلاج بس منصور شد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - چو خورشید جمالت جلوه‌گر شد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.