هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق ناکام و درد فراق سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق و آرزوی وصال او مینالد و به مقایسههایی مانند یوسف و زندان یا ماه کنعان اشاره میکند. همچنین، از ناتوانی در تحمل دوری و اشتیاق به دیدار یار میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۲۷ - سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
چه گونه این همه مشتاق آب حیوان بود ۱
نه وصل یار میسر شود مرا نه مرگ رقیب
یکی از این دو اگر بود کار آسان بود ۲
عجب مداراگر جای تست در دل من
که یوسفی تو و یوسف مقیم زندان بود ۳
چو او به حسن بود همچو ماه کنعان، کاش
به عشق طاقت من هم چو پیر کنعان بود ۴
تمام عمر به وصل تو می گذشت اگر
زمان وصل تو چون روزگار هجران بود ۵
ز دوریت بودم چند بر گریبان دست
به این گناه که روزی تو را بدامان بود ۶
چو خواست جان بستاند نخست از نگهی
زمن ربود دلی را که آفت جان بود ۷
گذشتی ار به (سحاب) و ندیدیش چه عجب
که او براه تو با خاک راه یکسان بود ۸
چه گونه این همه مشتاق آب حیوان بود ۱
نه وصل یار میسر شود مرا نه مرگ رقیب
یکی از این دو اگر بود کار آسان بود ۲
عجب مداراگر جای تست در دل من
که یوسفی تو و یوسف مقیم زندان بود ۳
چو او به حسن بود همچو ماه کنعان، کاش
به عشق طاقت من هم چو پیر کنعان بود ۴
تمام عمر به وصل تو می گذشت اگر
زمان وصل تو چون روزگار هجران بود ۵
ز دوریت بودم چند بر گریبان دست
به این گناه که روزی تو را بدامان بود ۶
چو خواست جان بستاند نخست از نگهی
زمن ربود دلی را که آفت جان بود ۷
گذشتی ار به (سحاب) و ندیدیش چه عجب
که او براه تو با خاک راه یکسان بود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - چو زلف بر مه رویش نقاب میگردد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - تا زحال دل من دلبر من غافل بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.