هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. در آن از عناصر طبیعت مانند زلف، ماه، خورشید، دریا و باران برای بیان عشق و اشتیاق استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۲۶ - چو زلف بر مه رویش نقاب میگردد

چو زلف بر مه رویش نقاب میگردد
نهان بزیر سحاب آفتاب میگردد ۱

چنان ز شرم تو هر روز خوی فشاند مهر
که شام غرقه ی دریای آب میگردد ۲

دلم به کوی تو دایم به جستجوی وفاست
چو تشنه ی که به گرد سراب میگردد ۳

حباب بحر سرشک منست چرخ اما
خراب آخر از آن چون حباب میگردد ۴

بلی ز قطره ی باران شود حباب پدید
ولی زقطره ی دیگر خراب میگردد ۵

شمیم طره ی او گر رسد به نافه چین
دوباره خون ز حسد و مشک ناب میگردد ۶

به شمع روی تو پروانه وار مفتون است
که خور بگرد تو با این شتاب میگردد ۷

زمان هجر تو تا نگذرد به گردن عمر
خیال زلف بلندت طناب میگردد ۸

لبش هر آب که نوشد (سحاب) خون من است
که پیش لعل وی از شرم آب میگردد ۹

عنب به طارم تاک است کوکبی که از آن
هلال ساغر شاه آفتاب میگردد ۱۰

گزیده فتحعلی شه که نعل اشهب او
طراز افسر افراسیاب میگردد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۵ - نثارت جان کنم گر زر نباشد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷ - سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.