هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از بیوفایی معشوق، ناکامیهای عشق و رنجهای روحی خود سخن میگوید. همچنین، به مقایسهای بین عشق خود و داستانهای عاشقانهی معروف مانند خسرو و شیرین اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و گاهی غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و اشارات ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۰ - هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد
هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد
آسمان کآن بت بیداد گر امداد نکرد ۱
دل ز من یاد بدام تو چو افتاد نکرد
یافت ذوقی که زمحرومی من یاد نکرد ۲
تا نپرداخت به ویرانه ی دلها غم تو
کشور حسن تو را این همه آباد نکرد ۳
بهر آرایش رخسار تو آن ماشطه کیست
کآمد و شرمی از آن حسن خدا داد نکرد ۴
وصل شیرین اثر طالع و بس، ورنه چکار
کرد خسرو به ره عشق که فرهاد نکرد ۵
من به جان بنده ی آن خواجه که بابنده ی خویش
کرد اگر هر ستم از بندگی آزاد نکرد ۶
آگه از قوت بازوی تو ای عشق نشد
تا کسی پنجه به سر پنجه ی فولاد نکرد ۷
گر چه چون صید رمیده است دو چشم تو ولی
آنچه این صید کند ناوک صیاد نکرد ۸
تا سپهرش نکند فکر غم تازه (سحاب)
هرگز اندیشه ی شادی دل ناشاد نکرد ۹
آسمان کآن بت بیداد گر امداد نکرد ۱
دل ز من یاد بدام تو چو افتاد نکرد
یافت ذوقی که زمحرومی من یاد نکرد ۲
تا نپرداخت به ویرانه ی دلها غم تو
کشور حسن تو را این همه آباد نکرد ۳
بهر آرایش رخسار تو آن ماشطه کیست
کآمد و شرمی از آن حسن خدا داد نکرد ۴
وصل شیرین اثر طالع و بس، ورنه چکار
کرد خسرو به ره عشق که فرهاد نکرد ۵
من به جان بنده ی آن خواجه که بابنده ی خویش
کرد اگر هر ستم از بندگی آزاد نکرد ۶
آگه از قوت بازوی تو ای عشق نشد
تا کسی پنجه به سر پنجه ی فولاد نکرد ۷
گر چه چون صید رمیده است دو چشم تو ولی
آنچه این صید کند ناوک صیاد نکرد ۸
تا سپهرش نکند فکر غم تازه (سحاب)
هرگز اندیشه ی شادی دل ناشاد نکرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - لب لعلت چو میل باده کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.