هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از درد فراق و جفای معشوق مینالد و از اشکهایی که به یاد او ریخته میشود، یاد میکند. همچنین، به بهای ناچیز زندگی بدون عشق اشاره دارد و از غمزههای تند معشوق به عنوان تیرهای غم یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴۶ - یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند
یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند
و گر شراب به جام من از سبو ریزند ۱
چه باده ها که بشوق تو از سبو به قدح
کنند و از قدحش باز در سبو ریزند ۲
بهای می چو نباشد به کوی باده فروش
سزد که از پی این آب آبرو ریزند ۳
کراست جرأت پرسش به محشر از خونی
که تیر غمزه ی ترکان تندخو ریزند ۴
نماند در گل او رنگ و بو که رنگی نیست
در آن سرشک که از یاد روی او ریزند ۵
خبر دهید بدلها (سحاب) آن خونها
که از جفای وی از دیده ها فرو ریزند ۶
و گر شراب به جام من از سبو ریزند ۱
چه باده ها که بشوق تو از سبو به قدح
کنند و از قدحش باز در سبو ریزند ۲
بهای می چو نباشد به کوی باده فروش
سزد که از پی این آب آبرو ریزند ۳
کراست جرأت پرسش به محشر از خونی
که تیر غمزه ی ترکان تندخو ریزند ۴
نماند در گل او رنگ و بو که رنگی نیست
در آن سرشک که از یاد روی او ریزند ۵
خبر دهید بدلها (سحاب) آن خونها
که از جفای وی از دیده ها فرو ریزند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - ز روی پردگی ما چو پرده بر گیرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.