هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از عشق نافرجام، دل‌بستگی به معشوق، و ناامیدی از وصال سخن می‌گوید. او از زیبایی و جذبه‌های معشوق و ناتوانی خود در رهایی از این عشق می‌نویسد و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دل‌بستگی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۵۱ - مرغ دل با زلف او آرام نتواست کرد

مرغ دل با زلف او آرام نتواست کرد
گر چه مرغی آشیان در دام نتواست کرد ۱

بارها کردیم ساز می کشی از باده هم
چاره ی نا سازی ایام نتوانست کرد ۲

شد چنان شرمنده از رنگ لب میگون یار
ساقی محفل که می در جام نتوانست کرد ۳

چشم او را دیدم و چشم از جهان بستم که گفت
خویش را قانع به یک بادام نتوانست کرد ۴

در تمام عمر چندان نا امید از وصل بود
دل که هرگز این خیال خام نتوانست کرد ۵

حسن روی نیکوان از بسکه آغازش خوشست
ترک آن ز اندیشه ی انجام نتوانست کرد ۶

گر چه ماندم چند روزی زنده در هجران (سحاب)
لیکن آن را زندگانی نام نتوانست کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - اگر زین پیش بردستم دلی بود
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - مرا مشکل گشا تا دل نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.