هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه از رازهای عشق و شوق بیاختیار سخن میگوید. شاعر از آزادی در عشق و رهایی از قیدوبندها میگوید و ابراز شادی میکند که عشقش پاک و بیآلایش است. همچنین، اشارهای به گذر زمان و تغییر فصلها دارد و در پایان، از امیدواری به وصال معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۰ - اسرار عاشقی ز دلی آشکار شد
اسرار عاشقی ز دلی آشکار شد
کآگه ز شوق ناله ی بی اختیار شد ۱
نه منع پاسبان و نه آزار مدعی
فارغ کسی که خاک سر کوی یار شد ۲
شادم که خاک کوی تو بر سر کسی نکرد
تا بر ره تو دیده ی من اشکبار شد ۳
رفتم چنان ز بوی گل از خود که نیستم
آگه که کی گذشت خزان کی بهار شد ۴
چندان شده است مایل خون ریختن کزو
صید دل (سحاب) هم امیدوار شد ۵
کآگه ز شوق ناله ی بی اختیار شد ۱
نه منع پاسبان و نه آزار مدعی
فارغ کسی که خاک سر کوی یار شد ۲
شادم که خاک کوی تو بر سر کسی نکرد
تا بر ره تو دیده ی من اشکبار شد ۳
رفتم چنان ز بوی گل از خود که نیستم
آگه که کی گذشت خزان کی بهار شد ۴
چندان شده است مایل خون ریختن کزو
صید دل (سحاب) هم امیدوار شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - عنان او چو گرفتم دل از فغان افتاد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - این نه خط است که آرایش حسن تو فزود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.