هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از ارزش بالای معشوق و فداکاری‌های خود می‌گوید و اشاره می‌کند که حتی بدعهدی معشوق نیز قابل تلافی است. همچنین، شاعر به زیبایی‌های معشوق و ارزش بالای عشق او اشاره دارد و در پایان، به نبود دادخواهی در نزد معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۶۴ - نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد

نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد
اگر کند به فدای تو جای آن دارد ۱

کند تلافی بد عهدی گل آن مرغی
که هر دو روز به گلزاری آشیان دارد ۲

ندارد آرزوی آب زندگی در دل
کسی که راه بر آن خاک آستان دارد ۳

گرفت جان عوض بوسه و نداد افغان
که هر معامله ی با بتان زیان دارد ۴

خطش دمیده ز عارض چه سبزه های لطیف
که باغ حسن تو در موسم خزان دارد ۵

هزار جان طلبد در بهای بوسه ز من
بلی متاع چنین قیمتی چنان دارد ۶

شهی که دادرس دادخواه نیست (سحاب)
نشانش این که بدرگاه پاسبان دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - خسروا صحن فلک ساحت میدان تو باد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.