هوش مصنوعی:
این شعر از عشق ناکام و درد فراق سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در رسیدن به معشوق و رنج دوری او مینالد، آرزوی وصال دارد و از روزی که این درد به پایان برسد سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند آب حیات و جاودانگی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۶۵ - بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسد
بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسد
دل ز دلبر کی شکیبد جان به جانان کی رسد ۱
یارب این دستی که دارد غیر بر دامان او
چون من از حرمان رویش بر گریبان کی رسد ۲
وقت مردن وعده ی وصلم دهد تا زین نوید
منتظر مانم که عمر من بپایان کی رسد ۳
گریم و از گریه می خواهم بدل آسودگی
غافلم کز سیل آبادی به ویران کی رسد ۴
کی رسد روزی که گردد بر سر کوی تو خاک
این سر شوریده در عشقت به سامان کی رسد ۵
خضر بر لعل لب او برده پی ورنه (سحاب)
کس به عمر جاودان از آب حیوان کی رسد ۶
دل ز دلبر کی شکیبد جان به جانان کی رسد ۱
یارب این دستی که دارد غیر بر دامان او
چون من از حرمان رویش بر گریبان کی رسد ۲
وقت مردن وعده ی وصلم دهد تا زین نوید
منتظر مانم که عمر من بپایان کی رسد ۳
گریم و از گریه می خواهم بدل آسودگی
غافلم کز سیل آبادی به ویران کی رسد ۴
کی رسد روزی که گردد بر سر کوی تو خاک
این سر شوریده در عشقت به سامان کی رسد ۵
خضر بر لعل لب او برده پی ورنه (سحاب)
کس به عمر جاودان از آب حیوان کی رسد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - هر غم که جدا از دل غمگین من آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.