هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از آتش عشق، غیرت، ناله‌ها و آه‌هایش می‌گوید که جهان را تحت تأثیر قرار داده است. او از تلاش‌های بی‌ثمر، شکست‌ها و رنج‌های عاطفی خود می‌نالد و در نهایت به ناتوانی و درماندگی خود اعتراف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، رنج‌های عشق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «آتش غیرت» یا «بلای جاودان» نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.

شماره ۲۳۷ - از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم

از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم
ناله ای کردیم و شوری در جهان انداختیم ۱

با سگش تا طرح الفت در میان انداختیم
آتش غیرت جهانی را به جان انداختیم ۲

برقی از بخت بد ما بر خس و خاری نتافت
تا در این گلزار طرح آشیان انداختیم ۳

پیش از این کاین ناله بخشد سودی از بیطاقتی
ناله ها کردیم و خود را از زبان انداختیم ۴

آه کز لعلت چو عمری جاودانی یافتیم
بی تو خود را بلای جاودان انداختیم ۵

در دل او رخنه ی کردیم ز آه نیمه شب
خوش به تاریکی خدنگی بر نشان انداختیم ۶

آخر از بی طاقتی ز افسانه ی شیرین لبی
نکته ای گفتیم و شوری در جهان انداختیم ۷

تا طبیب ما (سحاب) آمد به بالین خویش را
بر دواج ناتوانی ناتوان انداختیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - روز جزا چون ادعای جان ناقابل کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.