هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیوفایی معشوق و دلسنگ بودنش شکایت دارد، اما با وجود تمام دردها، عشق را با جان و دل پذیرفته است. شاعر از امیدهای بربادرفته و شور عاشقانهای که در سر داشته افسوس میخورد، اما در نهایت به نوعی تسلیم و رضایت میرسد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آنها برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۲۴۷ - کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟
کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟
گر چو او من هم دلی از سنگ در بر داشتم ۱
نیست غم گر داده ام جان ز آنکه با خود کرده ام
آن غمی کآن را زجان خویش خوش تر داشتم ۲
دیدم استغنای او اکنون به زخمی راضیم
ورنه من ز آن بی وفا امید دیگر داشتم ۳
نیست افسوسی گرم در راه عشقت رفت سر
لیک صد افسوس از آن شوری که در سر داشتم ۴
گوش بر عهد بتان چون سادگان دادم ولی
ساده تر ایشان که پندارند باور داشتم ۵
چون تو را دیدم به روز حشر رفت از خاطرم
شکوه هایی کز تو با دارای محشر داشتم ۶
تا پر و بالم بکندی من نبستم دل به دام
کز توام بیم رهایی بود تا پر داشتم ۷
جور آن شوخ ستمگر برد از یادم (سحاب)
آن شکایتها که از چرخ ستمگر داشتم ۸
گر چو او من هم دلی از سنگ در بر داشتم ۱
نیست غم گر داده ام جان ز آنکه با خود کرده ام
آن غمی کآن را زجان خویش خوش تر داشتم ۲
دیدم استغنای او اکنون به زخمی راضیم
ورنه من ز آن بی وفا امید دیگر داشتم ۳
نیست افسوسی گرم در راه عشقت رفت سر
لیک صد افسوس از آن شوری که در سر داشتم ۴
گوش بر عهد بتان چون سادگان دادم ولی
ساده تر ایشان که پندارند باور داشتم ۵
چون تو را دیدم به روز حشر رفت از خاطرم
شکوه هایی کز تو با دارای محشر داشتم ۶
تا پر و بالم بکندی من نبستم دل به دام
کز توام بیم رهایی بود تا پر داشتم ۷
جور آن شوخ ستمگر برد از یادم (سحاب)
آن شکایتها که از چرخ ستمگر داشتم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - گله تا حشر اگر زیار کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.