هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و انتظار سخن میگوید، از درد فراق و امید به وصال. او از روزگار شکایت میکند و از نیمهجانی که برای معشوق نثار میکند. همچنین، از اشکهای بیپایان خود در غیاب معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند یأس و انتظار ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۴۸ - گله تا حشر اگر زیار کنم
گله تا حشر اگر زیار کنم
شرح یک شمه از هزار کنم ۱
چاره ی یأس شد زو عده ی وصل
تا چه با درد انتظار کنم ۲
روزگارم سیه تو کردی و من
شکوه از جور روزگار کنم ۳
بر در او چه جای نومیدیست
به چه دل را امیدوار کنم؟ ۴
نیم جانی که هست قابل نیست
که به پای تواش نثار کنم ۵
هم ز بهر نثار نیست مرا
بجز این نیم جان چه کار کنم ۶
بی تو چشم (سحاب) را چو سحاب
خجل از چشم اشک بار کنم ۷
شرح یک شمه از هزار کنم ۱
چاره ی یأس شد زو عده ی وصل
تا چه با درد انتظار کنم ۲
روزگارم سیه تو کردی و من
شکوه از جور روزگار کنم ۳
بر در او چه جای نومیدیست
به چه دل را امیدوار کنم؟ ۴
نیم جانی که هست قابل نیست
که به پای تواش نثار کنم ۵
هم ز بهر نثار نیست مرا
بجز این نیم جان چه کار کنم ۶
بی تو چشم (سحاب) را چو سحاب
خجل از چشم اشک بار کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۷ - کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟
گوهر بعدی:شماره ۲۴۹ - مپندار نا شادی یار دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.