هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید. او بارها از درگاه معشوق رانده شده اما هر بار با امید و نیاز بازگشته است. شاعر از رنج‌های عشق و حرمان می‌گوید و از بی‌اعتنایی معشوق شکایت دارد. در نهایت، او خود را مانند بلبلی می‌داند که با غزلی تازه در گلستان سخن نغمه‌سرایی می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و اصطلاحات به کار رفته در شعر نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.

شماره ۲۵۰ - باز بر درگهت ای مایه ی ناز آمده ام

باز بر درگهت ای مایه ی ناز آمده ام
خشمگین رفته بصد عجز و نیاز آمده ام ۱

رفتن از رشک رقیب آمدن از غایت شوق
بارها رفته ام از آن در و باز آمده ام ۲

کرده ام طی به امید ره شوقت رحمی
که از آن مرحله ی دور و دراز آمده ام ۳

در عیارم نتوان گفت که مانده است غشی
بس که در بوته ی حرمان به گداز آمده ام ۴

این هم از شعبده ی او که درین کو به پناه
از جفای فلک شعبده باز آمده ام ۵

گرنه بیگانه شماریم چرا در نظرت
آشنا ای بت بیگانه نواز آمده ام ۶

بلبل آسا دگر از این غزل تازه (سحاب)
در گلستان سخن نغمه طراز آمده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - مپندار نا شادی یار دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - هرگز نیافت کس اثری در ترانه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.