هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از سحاب، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، درد عشق و جدایی را بیان می‌کند. شاعر از ویرانی دل‌ها در عشق، سختی‌های راه رسیدن به معشوق، و ناامیدی از وفاداری او سخن می‌گوید. همچنین، تضاد بین زهد و می‌نوشی را به تصویر می‌کشد و در نهایت، از صبر در برابر جور معشوق می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می‌نوشی و تضادهای عرفانی ممکن است نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.

شماره ۲۹۹ - غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی

غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی
که آن گنج است و جای گنج در ویرانه بایستی ۱

به آسانی نشاید زین دوره پی برد بر مقصد
ره دیگر میان کعبه و بتخانه بایستی ۲

به دل دادند شوق و ناله این را سوختن آن را
که گل را عندلیب و شمع را پروانه بایستی ۳

سر زلف دلاویز بتی زان دام دلها شد
که زنجیری به پای این دل دیوانه بایستی ۴

به یاد افسانه ی مهر و وفا دارم بسی اما
تو را ای بی وفا گوشی بر این افسانه بایستی ۵

به ترک باده پیمان بسته ام با زاهد و اکنون
برای امتحان من یکی پیمانه بایستی ۶

نبایستی که زاهد پی برد نشئه صهبا
و گرنه در جهان هر مسجدی میخانه بایستی ۷

(سحاب) از کوی او گیرم ز جور مدعی رفتم
از او یک لحظه بایستی صبوری یا نه بایستی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۸ - از او به یاری بختم امید غمخواری
گوهر بعدی:شماره ۳۰۰ - ای صاف تر ترا ز هر آئینه سینه ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.