هوش مصنوعی:
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه، رنج هجران، و امید به وصال میپردازد. شاعر از درد دوری، بیتابی دل، و ترس از فراموشی سخن میگوید، اما در عین حال به زیبایی و مهر معشوق اشاره دارد. همچنین، به شکستن پیمان نااهلان و ارزش وفاداری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج هجران و پیچیدگیهای عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۳۰۱ - آن کز دل خود ندیده باشی
آن کز دل خود ندیده باشی
رحم است اگر شنیده باشی ۱
ترسم که زخود گذشته باشم
وقتی به سرم رسیده باشی ۲
یا رب چه بود در او به جز مهر
حسنی که نیافریده باشی؟ ۳
بی طاقتی دل ای دل دوست
هنگام وصال دیده باشی ۴
در وصل ز بیم هجر گاهی
در سینه اگر طپیده باشی ۵
از ساغر هجر زهر حرمان
آن روز به خون کشیده باشی ۶
از رشته ی صبر و ناخن شوق
گه دوخته گه دریده باشی ۷
خوش آن که شبی به محفل من
پیمانه ی می کشیده باشی ۸
پیمان (سحاب) و عهد اغیار
این بسته و آن بریده باشی ۹
رحم است اگر شنیده باشی ۱
ترسم که زخود گذشته باشم
وقتی به سرم رسیده باشی ۲
یا رب چه بود در او به جز مهر
حسنی که نیافریده باشی؟ ۳
بی طاقتی دل ای دل دوست
هنگام وصال دیده باشی ۴
در وصل ز بیم هجر گاهی
در سینه اگر طپیده باشی ۵
از ساغر هجر زهر حرمان
آن روز به خون کشیده باشی ۶
از رشته ی صبر و ناخن شوق
گه دوخته گه دریده باشی ۷
خوش آن که شبی به محفل من
پیمانه ی می کشیده باشی ۸
پیمان (سحاب) و عهد اغیار
این بسته و آن بریده باشی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - ای صاف تر ترا ز هر آئینه سینه ای
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.