هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان عشق و علاقه‌ی عمیق و بی‌پایان به معشوق می‌پردازد. شاعر از شدت عشق و درد ناشی از دوری معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ‌کس قادر به درک کامل این عشق و تحمل بار سنگین آن نیست. او همچنین به ناتوانی عقل در سنجش عشق و محدودیت‌های انسان در برابر عظمت عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۷۰ - نور روی تو را نظر نکشد

نور روی تو را نظر نکشد
سوز عشق تو را جگر نکشد ۱

باد خاک سیاه بر سر آنک
خاک کوی تو در بصر نکشد ۲

آتش عشق بیدلان تو را
هفت آتش گه سقر نکشد ۳

از درازی و دوری راهت
هیچ کس راه تو به سر نکشد ۴

که رهت جز به قدر و قوت ما
قدر یک گام بیشتر نکشد ۵

درد هر کس به قدر طاقت اوست
کانچه عیسی کشید خر نکشد ۶

کوه اندوه و بار محنت تو
چون کشد دل که بحر و بر نکشد ۷

خود عجب نبود آنکه از ره عجز
پشه‌ای پیل را به بر نکشد ۸

با کمان فلک به هیچ سبیل
بازوی هیچ پشه در نکشد ۹

هیچکس عشق چون تو معشوقی
به ترازوی عقل بر نکشد ۱۰

چون کشد کوه بی نهایت را
آن ترازو که بیش زر نکشد ۱۱

وزن عشق تو عقل کی داند
عشق تو عقل مختصر نکشد ۱۲

عشقت از دیرها نگردد باز
تا که ابدال را بدر نکشد ۱۳

دل عطار در غم تو چنان است
که غم دیگران دگر نکشد ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۹ - قوت بار عشق تو مرکب جان نمی‌کشد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۱ - نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.