هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فنا شدن در آن سخن میگوید. او بیان میکند که در عشق چنان غرق شده که دیگر به خود بازنخواهد گشت و از حلقه عاشقان جدا نخواهد شد. او به سوختن در راه عشق افتخار میکند و حتی اگر به نیستی برسد، نگران نیست. شاعر همچنین از عطار به عنوان مانعی در راه خود یاد میکند و قصد ندارد با او سفر کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا شدن در عشق و نیستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۲۷۳ - در عشق به سر نخواهم آمد
در عشق به سر نخواهم آمد
با دامن تر نخواهم آمد ۱
بی خویش شدم چنان که هرگز
با خویش دگر نخواهم آمد ۲
از حلقهٔ عاشقان بی دل
یک لحظه بدر نخواهم آمد ۳
تا جان دارم ز عشق جانان
یک ذره به سر نخواهم آمد ۴
در عشق چنان شدم که کس را
زین پس به نظر نخواهم آمد ۵
در سوختگی چو آتشم من
زین سوختهتر نخواهم آمد ۶
چون نیست شدم مرا چه باک است
گر خواهم وگر نخواهم آمد ۷
پر سوخته بادم ار درین راه
چون مرغ به پر نخواهم آمد ۸
عطار مرا حجاب راه است
با او به سفر نخواهم آمد ۹
با دامن تر نخواهم آمد ۱
بی خویش شدم چنان که هرگز
با خویش دگر نخواهم آمد ۲
از حلقهٔ عاشقان بی دل
یک لحظه بدر نخواهم آمد ۳
تا جان دارم ز عشق جانان
یک ذره به سر نخواهم آمد ۴
در عشق چنان شدم که کس را
زین پس به نظر نخواهم آمد ۵
در سوختگی چو آتشم من
زین سوختهتر نخواهم آمد ۶
چون نیست شدم مرا چه باک است
گر خواهم وگر نخواهم آمد ۷
پر سوخته بادم ار درین راه
چون مرغ به پر نخواهم آمد ۸
عطار مرا حجاب راه است
با او به سفر نخواهم آمد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۲ - در قعر جان مستم دردی پدید آمد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۴ - کارم از عشق تو به جان آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.