هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، ارزش و عمق عشق حقیقی را بیان میکند و تأکید میکند که تنها عاشقان واقعی میتوانند این عشق را درک کنند. همچنین، از بیخبری و غفلت کسانی که قدر این عشق را نمیدانند، انتقاد میشود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۹۱ - نه قدر وصال تو هر مختصری داند
نه قدر وصال تو هر مختصری داند
نه قیمت عشق تو هر بی خبری داند ۱
هر عاشق سرگردان کز عشق تو جان بدهد
او قیمت عشق تو آخر قدری داند ۲
آن لحظه که پروانه در پرتو شمع افتد
کفر است اگر خود را بالی و پری داند ۳
سگ به ز کسی باشد کو پیش سگ کویت
دل را محلی بیند جان را خطری داند ۴
گمراه کسی باشد کاندر همه عمر خود
از خاک سر کویت خود را گذری داند ۵
مرتد بود آن غافل کاندر دو جهان یکدم
جز تو دگری بیند جز تو دگری داند ۶
برخاست ز جان و دل عطار به صد منزل
در راه تو کس هرگز به زین سفری داند ۷
نه قیمت عشق تو هر بی خبری داند ۱
هر عاشق سرگردان کز عشق تو جان بدهد
او قیمت عشق تو آخر قدری داند ۲
آن لحظه که پروانه در پرتو شمع افتد
کفر است اگر خود را بالی و پری داند ۳
سگ به ز کسی باشد کو پیش سگ کویت
دل را محلی بیند جان را خطری داند ۴
گمراه کسی باشد کاندر همه عمر خود
از خاک سر کویت خود را گذری داند ۵
مرتد بود آن غافل کاندر دو جهان یکدم
جز تو دگری بیند جز تو دگری داند ۶
برخاست ز جان و دل عطار به صد منزل
در راه تو کس هرگز به زین سفری داند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۰ - ز لعلت زکاتی شکر میستاند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۲ - دلی کز عشق تو جان برفشاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.