هوش مصنوعی:
این شعر از دست دادن عشق و یار را بیان میکند. شاعر از فراق و جفای معشوق شکایت دارد و احساس میکند که همه چیز، از جمله آرامش، صبر و حتی جهان را از دست داده است. او از معشوق میخواهد که اگر فرصتی پیش آمد، به دوستان و یاران توجه کند و از دست ندهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، بیان غم و اندوه ناشی از فراق ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
شماره ۱۵۱ - چو شوق روی تو بر بودم اختیار از دست
چو شوق روی تو بر بودم اختیار از دست
برفت چون سر زلف توأم قرار از دست ۱
به دست بود مرا دامن نگار دریغ
که برد چرخ جفا پیشه ام نگار از دست ۲
گرت رسد به گریبان دوستان دستی
بگیر دامن یاران خود مدار از دست ۳
اگر به دست تو افتد شبی سر زلفش
مده دو زلف پریشانش زینهار از دست ۴
خیال قامت دلخواه ما چو سرو سهیست
برفت از نظر ما و رفت یار از دست ۵
به جان رسید دل من ز دست جور فراق
جفا و جور ز بهر خدا بدار از دست ۶
چو جان رسید به لب، دلبرم نظر فرمود
چو حاصلم بود اکنون که رفت کار از دست ۷
نه روزگار وفا کرد با من و نه نگار
ز دست رفت جهان را چو روزگار از دست ۸
قرار و خواب و شکیبایی و جفا بردن
برفت از غم عشق تو هر چهار از دست ۹
برفت چون سر زلف توأم قرار از دست ۱
به دست بود مرا دامن نگار دریغ
که برد چرخ جفا پیشه ام نگار از دست ۲
گرت رسد به گریبان دوستان دستی
بگیر دامن یاران خود مدار از دست ۳
اگر به دست تو افتد شبی سر زلفش
مده دو زلف پریشانش زینهار از دست ۴
خیال قامت دلخواه ما چو سرو سهیست
برفت از نظر ما و رفت یار از دست ۵
به جان رسید دل من ز دست جور فراق
جفا و جور ز بهر خدا بدار از دست ۶
چو جان رسید به لب، دلبرم نظر فرمود
چو حاصلم بود اکنون که رفت کار از دست ۷
نه روزگار وفا کرد با من و نه نگار
ز دست رفت جهان را چو روزگار از دست ۸
قرار و خواب و شکیبایی و جفا بردن
برفت از غم عشق تو هر چهار از دست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - دوشم گرفت از سر مستی نگار دست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - دلم بربود و درمان نیست در دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.