هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از درد و رنجهای عشق و زندگی میگوید و امید به رسیدن درمان و عدالت از سوی خداوند و معشوق دارد. او از ناامیدیها، عشق نافرجام، و آرزوی وصل سخن میگوید و در نهایت به این باور میرسد که روزی حالش به گوش پادشاه یا معشوق خواهد رسید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و عشق نافرجام ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۰۹ - درد مرا مگر ز طبیبم دوا رسد
درد مرا مگر ز طبیبم دوا رسد
فریاد خستگان بلا هم خدا رسد ۱
آن جور و خواریی که تو کردی به جان من
گر برکشم ز سینه خروشی مرا رسد ۲
عشّاق روی خوب تو بسیار در جهان
وصلت کجا و من به کجا کی به ما رسد ۳
حال من گدای ستمدیده حزین
روزی مگر به سمع تو ای پادشا رسد ۴
ما خاکی ییم بر سر خاک رهش ولی
سلطان کجا به غور دل هر گدا رسد ۵
گر سر کشد ز ما قد سرو چمن چه باک
با قامت تو سرکشی او را چرا رسد ۶
آری اگر به طرف چمن بگذری چو باد
پابوس قد دلکش تو سرو را رسد ۷
زآن چشم پر ز فتنه و آن زلف پر ز شور
حال خراب زار جهان تا کجا رسد ۸
گر آشناست حاضر و بیگانه یار نیست
هم عاقبت به غور دل آشنا رسد ۹
فریاد خستگان بلا هم خدا رسد ۱
آن جور و خواریی که تو کردی به جان من
گر برکشم ز سینه خروشی مرا رسد ۲
عشّاق روی خوب تو بسیار در جهان
وصلت کجا و من به کجا کی به ما رسد ۳
حال من گدای ستمدیده حزین
روزی مگر به سمع تو ای پادشا رسد ۴
ما خاکی ییم بر سر خاک رهش ولی
سلطان کجا به غور دل هر گدا رسد ۵
گر سر کشد ز ما قد سرو چمن چه باک
با قامت تو سرکشی او را چرا رسد ۶
آری اگر به طرف چمن بگذری چو باد
پابوس قد دلکش تو سرو را رسد ۷
زآن چشم پر ز فتنه و آن زلف پر ز شور
حال خراب زار جهان تا کجا رسد ۸
گر آشناست حاضر و بیگانه یار نیست
هم عاقبت به غور دل آشنا رسد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۸ - سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۰ - حال زارم گوییا روزی بر جانان رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.