هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناکامیها و دردهای عاطفی خود سخن میگوید. او از عشق نافرجام، اشکهای بیپایان، و ناتوانی در رسیدن به خواستههایش مینالد. همچنین، از تسلط فلک و تقدیر بر زندگی انسان و ناتوانی در تغییر سرنوشت شکایت میکند. متن پر از احساسات عمیق و ناامیدی است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، مضامین ناامیدی و تسلط تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۳۴۲ - یک حاجتم ز وصل میسر نمیشود
یک حاجتم ز وصل میسر نمیشود
یک حجتم ز عشق مقرر نمیشود ۱
کارم درافتاد ولیکن به یل برون
کاری چنین به پهلوی لاغر نمیشود ۲
زین شیوه آتشی که مرا در دل اوفتاد
اشکم عجب بود اگر اخگر نمیشود ۳
یا اشک گرمم از دم سردم فسرده شد
زان خشک گشت ای عجب و تر نمیشود ۴
پا و سرم ز دست شد و خون دل هنوز
از پای می درآیم و با سر نمیشود ۵
نی نی که خون دل به سر آمد ز روی من
از سیل اشک سرخ مزعفر نمیشود ۶
چون بحر خوف موت نهنگ فلک فتاد
بحری که سالکیش شناور نمیشود ۷
تن دردهم به قهر چو دانم که با فلک
یک کارم از هزار میسر نمیشود ۸
صافی چه خواهم از کف ساقی چرخ از آنک
صافی نمیدهد که مکدر نمیشود ۹
از جای میبرد همه کس را فلک ولی
هرگز ز جای خویش فراتر نمیشود ۱۰
گر پی کند معاینه اختر هزار را
عطار یکدم از پی اختر نمیشود ۱۱
یک حجتم ز عشق مقرر نمیشود ۱
کارم درافتاد ولیکن به یل برون
کاری چنین به پهلوی لاغر نمیشود ۲
زین شیوه آتشی که مرا در دل اوفتاد
اشکم عجب بود اگر اخگر نمیشود ۳
یا اشک گرمم از دم سردم فسرده شد
زان خشک گشت ای عجب و تر نمیشود ۴
پا و سرم ز دست شد و خون دل هنوز
از پای می درآیم و با سر نمیشود ۵
نی نی که خون دل به سر آمد ز روی من
از سیل اشک سرخ مزعفر نمیشود ۶
چون بحر خوف موت نهنگ فلک فتاد
بحری که سالکیش شناور نمیشود ۷
تن دردهم به قهر چو دانم که با فلک
یک کارم از هزار میسر نمیشود ۸
صافی چه خواهم از کف ساقی چرخ از آنک
صافی نمیدهد که مکدر نمیشود ۹
از جای میبرد همه کس را فلک ولی
هرگز ز جای خویش فراتر نمیشود ۱۰
گر پی کند معاینه اختر هزار را
عطار یکدم از پی اختر نمیشود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۱ - هر که صید چون تو دلداری شود
گوهر بعدی:غزل ۳۴۳ - ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.