هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او از ناامیدیها و آرزوهایش در رابطه با معشوق میگوید و از زیباییها و جذابیتهای او تعریف میکند. شاعر از ناتوانی خود در بیان کامل احساساتش و از این که معشوق به او توجهی نمیکند، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۴۶ - گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
مرغ دلم ز شوق به شکرانه جان دهد ۱
میندهد او به جان گرانمایه بوسهای
پنداشتی که بوسه چنین رایگان دهد ۲
چون کس نیافت از دهن تنگ او خبر
هر بی خبر چگونه خبر زان دهان دهد ۳
معدوم شیء گوید اگر نقطهٔ دلم
جز نام از خیال دهانش نشان دهد ۴
مردی محال گوی بود آنکه بی خبر
یک موی فیالمثل خبر از آن میان دهد ۵
چون دید آفتاب که آن ماه هشت خلد
از روی خود زکات به هفت آسمان دهد ۶
افتاد در غروب و فروشد خجل زده
تا نوبت طلوع بدان دلستان دهد ۷
در آفتاب صد شکن آرم چو زلف او
گر زلف او مرا سر مویی امان دهد ۸
ابروی چون کمانش که آن غمزه تیر اوست
هر ساعتی چو تیر سرم در جهان دهد ۹
گویی که جور هندوی زلفش تمام نیست
آخر به ترک مست که تیر و کمان دهد ۱۰
از عشق او چگونه کنم توبه چون دلم
صد توبهٔ درست به یک پاره نان دهد ۱۱
آن دارد آن نگار ز عطار چون گذشت
امکان ندارد آنکه کسی شرح آن دهد ۱۲
مرغ دلم ز شوق به شکرانه جان دهد ۱
میندهد او به جان گرانمایه بوسهای
پنداشتی که بوسه چنین رایگان دهد ۲
چون کس نیافت از دهن تنگ او خبر
هر بی خبر چگونه خبر زان دهان دهد ۳
معدوم شیء گوید اگر نقطهٔ دلم
جز نام از خیال دهانش نشان دهد ۴
مردی محال گوی بود آنکه بی خبر
یک موی فیالمثل خبر از آن میان دهد ۵
چون دید آفتاب که آن ماه هشت خلد
از روی خود زکات به هفت آسمان دهد ۶
افتاد در غروب و فروشد خجل زده
تا نوبت طلوع بدان دلستان دهد ۷
در آفتاب صد شکن آرم چو زلف او
گر زلف او مرا سر مویی امان دهد ۸
ابروی چون کمانش که آن غمزه تیر اوست
هر ساعتی چو تیر سرم در جهان دهد ۹
گویی که جور هندوی زلفش تمام نیست
آخر به ترک مست که تیر و کمان دهد ۱۰
از عشق او چگونه کنم توبه چون دلم
صد توبهٔ درست به یک پاره نان دهد ۱۱
آن دارد آن نگار ز عطار چون گذشت
امکان ندارد آنکه کسی شرح آن دهد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۵ - رهبان دیر را سبب عاشقی چه بود
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷ - برق عشق از آتش و از خون جهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.