هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی توصیف زیبایی‌های او نیز برایش دشوار است. او از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین محبت و زیبایی معشوق شود.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۳۵۳ - سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید

سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
صفت بر چو سیمت به سمن دریغم آید ۱

من تشنه زان نخواهم ز لب خوشت شرابی
که حلاوت لب تو به دهن دریغم آید ۲

مرساد هیچ آفت به تن و به جانت هرگز
که به جان فسوس باشد که به تن دریغم آید ۳

تن کشتگان خود را به میان خون رها کن
که چنان تنی درین ره به کفن دریغم آید ۴

ز فرید می‌نیاید سخن لب تو گفتن
که لب شکر فشانت به سخن دریغم آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۲ - عشق تو به جان دریغم آید
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴ - هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.