هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و تأثیرات عمیق عشق را بر روح و روان انسان توصیف می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند چشمهٔ حیات، عقل سرکش، و سرگشتگی در راه عشق استفاده می‌کند تا احساسات خود را بیان کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد.

غزل ۳۵۴ - هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید

هر که را دانهٔ نار تو به دندان آید
هر دم از چشمهٔ خضرش مدد جان آید ۱

کو سکندر که لب چشمهٔ حیوان دیدم
تا به عهد تو سوی چشمهٔ حیوان آید ۲

عقل سرکش چو ببیند لب و دندان تو را
پیش لعل لب تو از بن دندان آید ۳

هر که در حال شد از زلف پریشانت دمی
حال او چون سر زلف تو پریشان آید ۴

وانکه بر طرهٔ زیر و زبرت دست گشاد
از پس و پیش برو ناوک مژگان آید ۵

چون سر زلف تو از مشک شود چوگان ساز
همچو گویی سر مردانش به چوگان آید ۶

سر مردان جهان در سر چوگان تو شد
مرد کو در ره عشقت که به میدان آید ۷

در ره عشق تو سرگشته بماندیم و هنوز
نیست امید که این راه به پایان آید ۸

ماند عطار کنون چشم به ره گوش به در
تا ز نزدیک تو ای ماه چه فرمان آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۳ - سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
گوهر بعدی:غزل ۳۵۵ - یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.