هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی به معشوقی بیوفا میگوید که با وجود وفاداری او، معشوق به عادت بیوفایی میکند. شاعر از رنجهای عشق و جدایی مینالد و در عین حال به زیبایی و دلربایی معشوق اعتراف میکند. در پایان، شاعر به پادشاهی دل اشاره میکند که در برابر معشوق به گدایی افتاده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به رنجهای عشق و بیوفایی میتواند برای نوجوانان کمسال سنگین باشد.
شماره ۶۴۳ - تا به چند آن غمزه از من دل ربایی می کند
تا به چند آن غمزه از من دل ربایی می کند
می رود با جای دیگر آشنایی می کند ۱
روشنایی چشم من باشد روا باشد که یار
شمع رویش جای دیگر روشنایی می کند ۲
در وفاداری او جان داده ام من سالها
آن نگار من به عادت بی وفایی می کند ۳
در جان یک دل نماند از دست آن عیار و او
همچنان از خلق عالم دل ربایی می کند ۴
جان فدا کردم به روز وصل او آخر چرا
آن نگار بی وفا از من جدایی می کند ۵
بود رندی لاابالی در سرابستان عشق
این زمان از طالع من پارسایی می کند ۶
دل چو تن را پادشاهست ای عزیز من ببین
پادشاهی بر سر کویت گدایی می کند ۷
می رود با جای دیگر آشنایی می کند ۱
روشنایی چشم من باشد روا باشد که یار
شمع رویش جای دیگر روشنایی می کند ۲
در وفاداری او جان داده ام من سالها
آن نگار من به عادت بی وفایی می کند ۳
در جان یک دل نماند از دست آن عیار و او
همچنان از خلق عالم دل ربایی می کند ۴
جان فدا کردم به روز وصل او آخر چرا
آن نگار بی وفا از من جدایی می کند ۵
بود رندی لاابالی در سرابستان عشق
این زمان از طالع من پارسایی می کند ۶
دل چو تن را پادشاهست ای عزیز من ببین
پادشاهی بر سر کویت گدایی می کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۲ - جادوی چشمان شوخت چاره سازی می کند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۴ - درد مرا طبیب مداوا نمی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.