هوش مصنوعی:
شاعر از عشق یکطرفه و رنج فراق میگوید. او از معشوق شکایت دارد که جز جفا چیزی به او نمیدهد و در حالی که خودش در بستر هجران افتاده، معشوق با دیگری در شادی است. شاعر امیدوار است روزی نور چهره معشوق را ببیند، هرچند خود را لایق آن نمیداند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است. همچنین استفاده از استعارههای شعری مانند 'سرو'، 'حلقه بر در' و 'تاریکی زلف' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارد.
شماره ۷۵۴ - تو تا کی همچو سرو از ما کشی سر
تو تا کی همچو سرو از ما کشی سر
نیاری جز جفا از بهر ما بر ۱
نمی گویم که تا چندم گذاری
من بیچاره را چون حلقه بر در ۲
منم بر بستر هجران فتاده
تو در عیش و طرب با یار دیگر ۳
به تاریکی زلفت درفتادم
به بویش گر توانم گشت رهبر ۴
مگر خورشید رویت را ببینم
اگرچه نیستم جانات در خور ۵
من بیچاره هستم در فراقت
ز چشم و دل میان آب و آذر ۶
اگرچه نیستت با ما عنایت
ز جان گوید جهان کز عمر برخور ۷
نیاری جز جفا از بهر ما بر ۱
نمی گویم که تا چندم گذاری
من بیچاره را چون حلقه بر در ۲
منم بر بستر هجران فتاده
تو در عیش و طرب با یار دیگر ۳
به تاریکی زلفت درفتادم
به بویش گر توانم گشت رهبر ۴
مگر خورشید رویت را ببینم
اگرچه نیستم جانات در خور ۵
من بیچاره هستم در فراقت
ز چشم و دل میان آب و آذر ۶
اگرچه نیستت با ما عنایت
ز جان گوید جهان کز عمر برخور ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵۳ - ای صبحدم نسیم سر زلف تو بیار
گوهر بعدی:شماره ۷۵۵ - نام من در ورق عشق رخت نیست مگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.